مشق شب
با اجازه دوست گرانقدرم: دستانم بسته پایم در گل نشسته وجودم خسته دلم....شکسته مرهمی بر دلم نه نوش داروئی بر وجود خسته ام شو دستم بگیر و پای از گل خویشم بیرون کش ای که نام تو را معنی نتوانم کرد و تو را همتا نتوانم یافت ای همدم لحظه هایم ای دوست..... sholeh || 9:19 PM
با اجازه دوست گرانقدرم: دستانم بسته پایم در گل نشسته وجودم خسته دلم....شکسته مرهمی بر دلم نه نوش داروئی بر وجود خسته ام شو دستم بگیر و پای از گل خویشم بیرون کش ای که نام تو را معنی نتوانم کرد و تو را همتا نتوانم یافت ای همدم لحظه هایم ای دوست.....
sholeh || 9:19 PM
صفحه اصلي آرشيو